خصوصی : از رفتارهای کتابی خوشم نمیاد.. ینی اینکه بشینم این کتابی که بهم دادی رو بخونم و یاد بگیرم چه جوری باید باهات رفتار کنم. آخه اینجوری احساس میکنم اون چیزی که خودم هستم نیستم .. یا احساس می کنم اونجوری که می خوام باهات رفتار کنم یهو یه چیزی میاد جلوم نمیزاره رفتار خودم رو نشون بدم.. در مورد تو هم همینطور.. هرچند احساس می کنم این چیزا تو وجود تو درونی شده.. ینی stick in mind اِت شده و خود ِ رفتارت اینه.. در هر حال این رفتارهای کتابی .. این قالب هایی که به آدم القا میشه رو دوست ندارم. باهاش راحت نیستم.. کاش اول میزاشتی خودم باشم .. رفتارهای خودم رو بهت نشون بدم ٬ بــَـــــعد وقتی اشکالها رو دیدیم بخواهیم که رفعشون کنیم یا مشکلات رو حلشون کنیم.. لباسهای خوب٬ عطرهای خوش بو ٬ صحبت های بی لهجه می خوام برات..
+ عجیبه که برخلاف همیشه دیشب تو عروسی ِ سمیه ٬ خودمو جای عروس تصورنکردم و اون همه حس های عمیق تلخ و شیرین درآنِ واحد٬ بهم دست نداد.. این یعنی واقعن دیگه به زندگی مشترک فکر نمی کنم؟ یا اینکه این شتری که دم خونه ی هر دختری میخوابه رو ٬ نمیخوام باور کنم؟
+ خودمونیم !! بهم خوش گذشت با اون موهای اتو کشیده و مینی جوپی که پوشیدم! اما عذاب وجدان دارم..
من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو بهار
ناز انگشتای بارون تو باغم می کنه
میون جنگلا تاقم میکنه
تو بزرگی مث شب
اگه مهتاب باشه یا نه
تو بزرگی مث شب
+ تنهایی ها ٬ دلتنگی ها
+ من فهمیدم که یه مذکّر٬ هرچقدر هم منطقی یا روان شناس باشه باز هم غیرت مذکّری داره..
+ من فهمیدم وقتی به طور مستقیم پای کسی وسط میاد٬ آدم به طور مستقیم نوشتنش نمیاد!
+ حتی سر روانشناس هم داد زدم.. تنهایی میخواهم و سکوت..
مردمان را دیدم.
شهرها را دیدم.
دشت ها را ٬ کوهها را دیدم.
آب را دیدم ٬ خاک را دیدم.
نور و ظلمت را دیدم.
و گیاهان را در نور ٬ و گیاهان را در ظلمت دیدم.
جانور را در نور ٬ جانور را در ظلمت دیدم.
و بشر را در نور ٬ و بشر را در ظلمت دیدم. (سهراب)
+ تابستان پر سوز و گدازی است..
حرفها دارم
+ امشب ٬ همین ۱۲ شب ِ امشب٬ بیلیط دارم.. می روم ٬آن سوی دیگر زندگی..
+ با تیری که تو مرداد ماه از قلبم رد میشد به سمیه گفتم: ما از اینجا رفتیم.. با حلقه اشکی که چشممو تار کرده بود به سمیه گفتم:(به قول اونsms ِ ) موطن آدمی قلب کسانی است که دوستش میدارند..
+ برمی گردم ... برمی گردم خواهرم را ببویم... برمی گردم حیوانم را بشویم.. زمزمه اش می کنم با صدای باصلابتِ قنبری