بابا اگه شما درست فکر میکردین٬ اگه شما میخواستین کمکم کنین٬یه چیزی غیر از این حرفها بهم میگفتین..
+ گاهی چیزهایی پیش میاد که جواب ِ خداست به حرفهایی که باهاش زدی.. مثل ِ پریشب (شب قدر) که دُرُست یک ساعت و نیم ِ بعدش٬ اون اتفاق افتاد.. به خوب یا بدش و حکمتی که توش بوده کاری ندارم.فقط ممنونم خدا که با من بودنت رو نشونم دادی:)
تو این شبهای قدر٬ فقط التماس دعا ٬ از تک تکتون.
+ قدر خانواده تون رو بدونید..
آخه این چه حسّیه؟ خوبه یا بد؟!
وقتی من پشت تلفن گریه می کردم و تو حرفهاتو با جدیت تمام٬ بدون اینکه یه ذره از موضع خودت پایین بیای ٬ انگار می کوبیدی تو صورتم ٬ احساس خیلی بدی داشتم.. احساس کُفری شدن٬ احساس انزجار.. امّا .. الآن احساس می کنم ٬ درست مثل این بود که شونه هامو تو اون لحظه محکم٬ با دو تا دستات گرفته بودیُ تکونم می دادیُ می خواستی بیدارم کنی از این خواب زدگی و غفلت..
خواب بودم٬ بیدار شدم٬ آشتی کردم با خودم
+ دیدنِ "عین" ٬ دیروز ٬ جلوی کبابی و جگرکی مهم نبود
خواهش می کنم٬ تمرینش کن.. تمرینش کن
+خیلی حرفها تو دلم٬ دَ لَمه بسته.. خیلی حرفها..
گفتم : من از بهشت اومدم به زمین.. امّا اینجا شیطون ٬بارها گولم زد و من مرتکب خیلی اشتباهها شدم.. علاوه بر شیطون٬ خودم هم بارها خودمو گول زدم که شاید بازم آخرش برگشتم به بهشت ٬ هوم؟!! گفتم : من جز خودم٬ کسی رو گول نمیزنم.. دوست ندارم کسی به آتیش ِ من٬ بسوزه تو جهنم..
واسه همین فکرمو چرخوندم طرف این حرف : شاید خدا قصه تو از نو نوشته باشه که افسرده نشم.. این یعنی باز دارم خودمو گول میزنم؟!
¤ شاد بودن ٬ تنها انتقامیه که میشه از زندگی گرفت..
به کوری ِ چشم ِ دشمنان اسلام! شاد می باشم پس٬٬٬٬ همچنـــــــــــــــــــــــــــان!
+ تا اطلاع ثانوی خوشم و خوشم و سرخوشم همینطــــــــــــــــــــــــــــور :دی
خوبم
آرامم
راحتم
+ از همان روز که بی هوا هم را دیدیم٬ دلم آشوب است.. نمی دانم چه فکرها ها ها در سر گذراندی.. نمی دانم چقدر حلقه ی دوستی ات را با من تنگ یا گشاد کرده ای .. امّا دیشب خوابی دیدم.. خواب دیدم که حرفت را به من زدی.. نمی دانم بعد از اذان بود یا نه؟ حتی نمی دانم اینکه می گویند خوابِ زن چپ است٬ راست است؟ حتی نمی دانم حرفِ حسرت بار ِ پدر و مادر و خواهرت درخوابم چه بود؟ و مثل همیشه هیــــــچ حرفی از برادر ِ عقب مانده ی ذهنی ات به میان نیامد.. به یاد آن روزی که اشک در چشمانم حلقه شد و نگاهم خیره.. امّا از خواب دیشب ٬ حرفت را خوب ِخوب ٬ به یاد دارم.. هیــــچ نمی دانم امّا.. اینها یعنی من به تو فکر می کنم یا تو به من؟
+ دلم پاره پاره است برای خواهرم.. برای پاره ی تنم.. برای دلواپسی هایش .. تنهایی هایش
+ نذری ندارم.امّا٬ یک دلِ سیر ٬ تمنّا دارم.. یک دلِ سیر٬ حسرت دارم.. ضریح ِ امامزاده صالح را زود رها کردم..
+ یا من می آیم ٬ یا مامان می رود .. جاده ها را به زندگی ِ ما دو نفر دوخته اند..
ایستــــــــــــــــــــــــــــاده اَم٬ اینجا٬کنار ِ تمام ِ مصیبت ها
دنیا داره به کجا میره؟ لااقل دنیای من یکی داره به کجا میره؟ باید افسارش رو به دست بگیرم ..باید..
کمکم کن ٬ کمکم کن ........ نزار این گمشده از پا در بیاد
کمکم کن ٬ کمکم کن ........ خرمن ِ رخوتِ من٬ شعله میخواد
+ تو این ماه رمضونی٬ شدیـــــــداً محتاجیم به دعا..
تکونم میده این جمله.. یعنی دیگـــــه .. نخود نخود.. هرکه رود سر ِ کار و زندگی ِ خود ؟!
+ یا برق قطعه.. یا وقتی که وصله ٬زور ِ کنتور نمیرسه و هی میپره٬ این روزهای وحشتناک آتیشی رو با کولر ماشین سر می کنیم!!
+گفت: اشتباه اینه که آدما فکر می کنن فقط با یک بار شکست٬دیگه کلّـــــــــی تجربه دارن..
+ گفتم:من همه چیزو میدونم.. خسته اَم.. احساس میکنم دیگه چیزی نیــست که من تجربه اَش نکرده باشم..
+ گفتم: کاش اینجا ایران نبود و روابطِ یه دختر و یه پسر٬ لزوماً نبایست منجر به ازدواج میشد..
---------------------------------
بی ربط : کی میدونه چه جوری میشه ۳۶۰ رو کُمپلِت حذف کرد٬ بدون اینکه ID ات رو حذف کنی؟!
* فلانی : بارها نام ِ این "فلانی" را نوشتم و پاکش کردم..
+ این "تنهایی" از آن جنس تنهایی ها نیست که با شوهر و زندگی ِ مشترک و عشق و عاشقی و این حرفها پُر شود..به خدا که این تنهایی از آن تنهایی هاست که از تُک پا شروع به زبانه کشیدن می کند.. که توی ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــن همه ی جهان...
+ شدیــــــــداً محتاجم به کار.. از هر نظر که فکر کنی..